یکی از محبوب ترین شاعران خاطره هایم منوچهر احترامی حالا خدابیامرز است با آن سبیل پهناور البته مهربان با لب ها و لپ ها اگر می خواستی منوچهر خان را ببوسی! شاعر نخستین شعری بود ( آه ای فعل بی رحم بود که همه است ها را یکی یکی از نوشته های من می گیری!) که در کودکی حفظم کرده بودند: "حسن یک حسن دو حسن سه حسن دنده به دنده حسن بشقاب پرنده..."
توی ده شلمرود حسنی نشسته تنها
خیلی دلش گرفته شده اسیر غمها
توی ده شلمرود حسنی چشاش میباره
تو آسمون نداره حتی یه تک ستاره
حسنی غریب و خسته یه گوشه ای نشسته
از وقتی بی تو مونده خیلی دلش شکسته
ببین ده شلمرود امروز چه سوت و کوره
خونهها سرد و خالی کوچهها بیعبوره
عمو منوچ خسته رفته کمی بخوابه...
دیگر نمیتوانم... الفاتحه!