شبيه بوی رگ های بريده مردان
شبيه ميل سرکش آتش
روی تنت
اينبار از پشت هميشه
از رودی که تو را رقصيد
هی خيابان هايی که خيابان ها...
وترس
ترا جامد می کند
ترا که از پشت بادها
من را
وشهر زير پای مردان تماشاست
که شهر
ايستگاه قدم های آخر مردي است
از پشت آب ها
شبيه شور شکستن
مثل پرواز در پرنده ی پرواز...