RSS
منی که نام شراب از کتاب می شستم
زمانه کاتب دکان می فروشم کرد
و کسی پرسید: چگونه آمدی؟ گفت: گاهی که یادم می رود یک درختم شاید چند قدمی هم راه رفتم.
چرا من تا کسی یک خرده توجه بهم نشون می ده عاشقش می شم؟